زنگ انشاء

 

 

**********نامه ای به خدا بنویسید و او را نصیحت کنید ***********


به نام خودت


سلام مش خدا! خیلی چاکرم . چطوری ؟ خوبی ؟ من هم خوبم ولی اگر کاری به کارم نداشته باشی خیلی بهترم . میدونی که خیلی دوستت دارم. یعنی مجبورم دوستت داشته باشم, چون ازت میترسم . خوشم میاد که خیلی بلکمی. چپ و راست بلا نازل میکنی انتظار داری که دعاگو هم باشم . هرجه هم ما کوتاه می آئیم و حرفی نمیزنیم پر روتر می شوی. خوشم میاد که همیشه طلبکاری. به جلال و جبروت خودت می نازی و به جز خودت کسی را آدم حساب نمی کنی. اما اصلا خوشم نمیاد که در مقابل تو اینقدر کوچک و ناتوان باشم. گاهی احساس می کنم که زیر بار بزرگی و عظمت تو له میشوم و نفسم بند میاد. چرا باید تو قادر مقتدر باشی و بتوانی مرا هر طور که دلت خواست بیافرینی. گذشته و آینده ام را رقم بزنی و بر تمام امور من مسلط باشی . چرا اینهمه بی دقتی و سهل انگاری به خرج مید هی. حتما باید کسی بالای سرت باشد تا کار خودت را درست انجام بدهی ؟ چرا وقتی می خواستی مرا بیافرینی دست و رویت را نشستی و هوش و حواست را جمع نکردی. مگر نمیدانی که به خاطر این بی توجهی و اهمال در انجام وظیفه روز قیامت باید جوابگو باشی ؟ باید کمی هم با من مشورت میکردی . مگر مشورت کردن چه اشکالی دارد؟ مگر چیزی از تو کم می شود؟ مسلما عقل دو نفر بهتر از یک نفر کار می کند. اما انگار امر به معروف و نهی از منکر به گوش تو نمی رود. چون خدایی و از همه بزرگتر و بالاتر به حرف هیچکس گوش نمیدهی و خواست و اراده خودت را به همه تحمیل می کنی. آیا یک خدای فهمیده و عاقل باید اینهمه کله شق و از خود راضی باشد؟ من فقط از روی دلسوزی این حرفها را برایت می گویم. آخر دلم می خواهد ترا دوست داشته باشم . اما مگر تو فلان فلان شده می گذاری ؟ اینقدر کارهای نابجا و ناروا از تو سر می زند که آدم راجنونی می کنی . بعضی وقت ها فراموش می کنم که تو خدایی و دلم می خواهد گوش ترا بپیچانم و یک شپلاق ملاسی بخوابانم بیخ صورتت که به خودت بیایی و دیگر هیچوقت ..... نکنی .


نمیدانم کجا درس خوانده ای و چند کلاس سواد داری و اصلا مدرک خلقت و آفرینش را از کجا گرفته ای. اما میدانم که لازم است دوباره آموزش ببینی و مدرک معتبر و محکمتر بگیری. به نظرم می آید که علم و دانش تو قدیمی شده و دیگرجواب نمیدهد. یک مشت آدم درست کرده ای اکثرا کج و کوله و بی کله همه شیاد و حقه باز و متقلب هم ترا دعا می کنند و هم دم شیطان را می بینند . یک عده آدم هم توی حزب و مرام خودت وارد کرده ای همه متعلق به عهد بوق و چوق . خوشبختانه امروزه شکر خودت در هر ده کوره ای یک دانشگاه اتمی درست شده . چرا استفاده نمی کنی . لااقل باید یک کلاس اکابر ببینی .


آنهایی را هم که به عنوان جانشینان و نمایندگان خودت بر روی زمین تعیین کرده ای و به جان ما انداخته ای چنان پوست از ما می کنند انگار نه انگار خودت ما را درست کرده ای . اگر از ما ناراضی هستی آقا جان باید بگویم تقصیر خودت است . اول باید خودت را اصلاح کنی و را و رسم زندگی را یاد بگیری . تلافی خرابکاریهایت را نباید سر ما خالی کنی . ما که مسئول حماقت های  جنابعالی نیستیم . ما که نباید تقاص اشتباهات حضرتعالی را پس بدهیم . اصلا مگر تو کار و زندگی نداری که همش چسبید ه ای به ما . چپ و راست پیغمبر و امام و ملا و رضه خوان و دعانویس میفرستی که به  ما تکلیف کنند چکار کنیم و چکار نکنیم . یا هو بکشیم و عش وریسه برویم که تو می خواهی ما را به بهشت راهنمایی کنی . ای خدای مهربان و یکدنده که مدام تلاش می کنی با چوب و چماق و داغ و درفش ما را به بهشت بفرستی . کسی نیست از تو بپرسد مرد حسابی تو که اینقدر عاقلی و عادلی چرا آدم را از بهشت بیرون کردی که حالا مجبور باشی اینقدر خودت را جر بدهی . واقعا که به عقل تو یکی هم باید شک کرد.....جان مادرت دیگر برای ما پیغمبر نفرست . بگذار ببینیم خودمان چه غلطی می توانیم بکنیم . هر چه هم تا حالا وحی  و آیه و رسول و قاصد فرستادی دستت درد نکند . اما هیچکدام به درد ما نخوردند همگی گند زدند و رفتند .


دلم می خواست خدا جان یک بار می آمدی این پائین یک چایی هم با ما می خوردی . اقلا یک روز وقت بذار بیا پیش ما یک دو گل کوچیک با هم بزنیم حال کنی ....ممکن است چند روز اول برایت مشکل باشد . اما به زودی عادت خواهی کرد و حسابی سر گرم خواهی شد. اینجا روی زمین آنقدر آدمهای رنگارنگ می بینی از خودت خداتر ....ففط یک مسئله وجود دارد چون تو خیلی خیلی بزرگ  و گند ه ای , و خارج از استاندارد هستی , و سر و تهت معلوم نیست , توی خانه ما جایت نمی شود و باید شب را توی کوچه بخوابی . اما مهم نیست می برمت بوشهر چند روزی که آنجا بمانی آب میروی و می شوی اندازهء یک بچه کوچک . بعد می توانم دستت را بگیرم و با خودم ببرمت اینور و اونور. یک بستنی قیفی هم برایت می خرم اما اگر ریختی روی لباسهایت عصبانی می شوم و باهات دعوا می کنم , باید هر چه بهت می گویم مثل بچه آدم گوش کنی و خدا بودن را بگذاری کنار. نباید که همه خوشی ها برای شما خداها باشد و دردسرها و زحمت ها برای آدمهای بیچاره .....یک روز ترا می برم بندر ریگ تا دیگر ما را از جهنم و آتش و گرما و موش و عقرب نترسانی .


خودم بزرگت میکنم . اسمت را می نویسم توز یک مدرسه دولتی که الفبا را از اول درست یاد بگیری و روزی ده صفحه مشق بنویسی . روزی چهار تا با خسام علیه السلام بهت مید هم تا با نعمت های زمینی آشنا بشو ی . اگر تنبل بازی در بیاوری جریمه ات می کنم که ده بار از روی تکلیف شب اول بنویسی . ولی اگر بچه زرنگی باشی اجازه داری بعد از مشق نوشتن حمبوس باز ی کنی , .....اگر دیدم آدم بشو نیستی ترا تحویل ملا حسنی میدهم تا حالت را جا بیاورد ....حریف این یکی دیگر نمی شوی ....حالا خود دانی .....

/ 2 نظر / 3 بازدید
شرکت یگانه زنبور کاسپین

ژله رويال غذاي مخصوص ملکه بهترين فرآورده زنبور عسل توليد شده براي اولين بار در جهان توسط شرکت يگانه زنبور کاسپين موثر در درمان و پيشگيري بيماري هاي ناتواني هاي جنسي ، افسردگي ، زخم معده ، آلزايمر ، پروستات ، ام اس ، کم وزني ، تنظيم قاعدگي ، ريزش مو ، درد ، آرتروز ، ديابت ، آسم ، فشار خون ، پوکي استخوان ، کم کاري کبد براي ارتباطات بيشتر با ما تماس بگيريد.www.caspianbee.com