My Life


 

واله ای آواره بود

عشق را بیچاره بود

جان و دل بر باد داده

با خیال باغ سبز و پر چمن

بر ره پر خار و سنگ بنشسته بود

گفت من آزاده ام

عاشقی وارسته ام

از زمین و از زمان و رنگ و برق بگسسته ام

تا رخ زیبای او را دیده ام

دیده جان بر جهان دیگری بگشوده ام

مهر او را تا به دل اندوخته ام

در ضمیر خود چراغ باده را افروخته ام

جز غم او من ندارم غصه ای

جز صفات بیشمار او نگویم قصه ای

چون که بیمار تب او بوده ام

دیگر از خواب و خوراک آسوده ام

روزها بگذشت و سامانی ندید

جز عذاب و حیله و تلخی پایانی ندید

عاقلی او را بدید بیمار و بی فرجام و درهم ریخته

بر زمین افتاده و با خاک و گل آمیخته

نقدش از کف رفته و عمرش به بطلان سر شده

چون ضعیفان و غریبان ملعب رندان شده

گفت دریغ از عشق و از نا بخردی

از سر این سستی و از شور این دلدادگی

آب و گاو خود رها کردی و حیران مانده ای

بال خود بشکستی و در چاه ویل افتاده ای

توبه ای بنما و دستی برکشان

شر این شوریدگی را ازسر خود وارهان

این دل جا مانده خود را به دلالش سپر

کوزه ای بردار

عشق را پهلوی آن بگذار

آبش را بخور.


Hamid

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

Hamid


نویسندگان
Hamid

.......زندگی حمبوس است .......نرم و چابک به خود می پیچد....... ...........دور میگیرد و بی وقفه تکاپو دارد.......... ..........مومنتم دارد........ .............با همه خاموشی سینه اش پر جوش است.............. .................گر نچرخد حمبوس، می میرد................ ...................دست مگذار بر دست................. ...............دست تو............. ضامن گردش این حمبوس است..........................

آرشیو من
امرداد ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
آبان ٩۳
اردیبهشت ٩۳
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
امرداد ٩٠
خرداد ٩٠
بهمن ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
آبان ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
اسفند ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
لینک های روزانه
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0