My Life


خانواده نارنجی

                                          .........در چهار راه استانبول .......

 

آقای نارنجی: مواظب باش....گاز بده.....ترمز بگیر....یواش برو...اینورو بپا....اونور نرو....بپیچ سمت راست.....گفتم بپیچ!!

خانم نارنجی: نمی تونم بپیچم مرد!! مگر نمیبینی چقدر شلوغه؟! اگه بازم حرف بزنی دیگه نمی رونم ها!! ماشین رو ول می کنم همینجا، پیاده می رم!

آقای نارنجی: خوب شلوغ باشه! مگه تو گواهینامه ات فقط بدرد خیابانهای خلوت می خوره؟....یا باید خیابان رو برای خانم خلوت کنند؟!

خانم نارنجی:حالا که گواهینامه ات رو ازت گرفتند دیگه اینقدر روداری نکن! بزار کارم رو بکنم! تو فقط هولم می کنی آخه!!

آقای نارنجی:..... کجا میری؟....چکار می کنی؟....از مسیرت چرا خارج می شی؟ ببین چه جوری مردم پشت سرمون بوق می زنند؟

خانم نارنجی: من که چراغ زدم....چشم کورشون که می بینه!...بیخودی بوق می زنند.

آقای نارنجی: خوب چراغ زدی که زدی، باید صبر کنی تا راه آزاد بشه.......بر شیطون صلوات.......

این گواهینامه رو اصلا کی به تو داده؟.. از کجا گرفتی این گواهینامه رو؟؟

خانم نارنجی: از ALDI خریدم خوبه؟!! تو که همین رو هم نداری..دیگه حرف نزن!!!

 
 

آقای نارنجی: خدا وکیلی آدم محتاج Sozialamt بشه ولی محتاج رانندگی زنش نشه. از درد کچلی هم بدتره!!

 

خانم نارنجی: چه پررو؟!!... دلت هم بخواد!! حالا بیا شوفری آقا رو بکن،...اینهم جای تشکرش!!

آقای نارنجی: بسه دیگه همینجا دور بزن....برو اونور پارک کن.....دور بزن گفتم!!

خانم نارنجی: نمی زنم...جاش کوچیکه..من از این آرتیست بازی ها بلد نیستم...گواهینامه رانندگی دارم...گواهینامه جیمز باند بازی که ندارم!!!

آقای نارنجی: خانم اگه جیمز باند هم پشت سر ما بود تا حالا زهره ترک کرده بود.. با این رانندگی تو....

خانم نارنجی: هزار بار بهت گفتم منو نیار خیابون استانبول!.....توی این دیوونه خونه!!! فقط مونده

از روی سقف ماشین هم رد بشن.....صد رحمت به بازار عباسی!!!

آقای نارنجی: خیلی ببخشید که تو ویلهلم شتراسه مغازه ترکی نیست ببرم ترو پاچهء گوسفند بخری!!

خانم نارنجی: ببخشید حضرت آقا، همه این عروسی ها بخاطر شکم مبارک شماست ها!!!!.....حالا یک روز نون بربری نخوری چی می شه؟....مثلا حضرت شکم با شما قهر می کنه؟!!...یه وری باد می کنه؟!!...یا کجکی گنده می شه؟!!!

آقای نارنجی: ....حواست کجاست؟....مگه خوابی؟......بگیر اینور....برو اونور.....نه...نه....وایسا.....وایسا......یه جا خالی شد.....دنده عقب بگیر زود برو پارک کن تا کسی نیومده!!

خانم نارنجی: ....هولم نکن!....هولم نکن!....خودم بلدم.

آقای نارنجی: ......ای وای.....مالیدی........مالیدی.......کارمون دراومد.....همین روکم داشتیم.....آخه چی بهت بگم؟!

خانم نارنجی:....نمی خواد چیزی بگی....هیچی نشده .....یه ریزه مالیدم .....دنیا خراب نشد که!!!...تازه تقصیر خودشه..... می بینه می خوام پارک بکنم، راه نمی ده.......از جنس خرابش......خاک برسر ایکبیری اگر یه ریزه صبر کرده بود شاید رد می شدم ها !!!

آقای نارنجی: هیچی دیگه.......بدبخت شدم......بیچاره شدم........ماشین رو داغون کردی.........چی چی رو اگر....اگر؟!! اگه ننه خدا بیامرز من هم بجای لواسون تو آمریکا شوهر کرده بود شاید الان من پرزیدنت عبدالبوش بودم!!!!

اگر، نه سبز می شه نه نارنجی......فقط ماشین من بدبخت خراب می شه!!

خانم نارنجی: ....تو هم کشتی ما رو با این ابوطیارت!....انگار تحفه نطنزه!! قربون همون ژیان قراضه های خودمون.....انگار نوبرش رو اورده با این قارقارکش!!!!....ماشین مگه برای چیه؟!!! برای زدن دیگه .....آدم تا نزنه رانندگیش خوب نمیشه.

آقای نارنجی: ...نخیر...پس تو باید تا ابدالدهر به درو دیوار بزنی....چون هیچوقت رانندگیت خوب نمشه. این قار قارک هم که می بینی هنوز قسطش تمام نشده می فهمی زن؟!!

خانم نارنجی: تو که هیچوقت قسطت تمام نمی شه .....نفس کشیدنت هم قسطیه!!....دنیا ممکن تموم بشه اما قسط جنابعالی تمام شدنی نیست، اگر آفتابه دار مسجد آدیس آ بابا هم بودی وضعت بهتر بود.

آقای نارنجی: ....ولم کن بابا ......ببینم چه غلطی باید بکنم......کاشکی خداوند بجای حرف زدن یک کمی رانندگی یاد شماها میداد.

خانم نارنجی: رانندگی یاد ما داده.....کاشکی یک کمی حوصله به شماها میداد....هیچ غلطی هم لازم نیست بکنی اقا، فدای سرت......بیا اینهم یه بوس قسطی.....ولی دیگه پررو نشی ها!!!

Hamid

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

Hamid


نویسندگان
Hamid

.......زندگی حمبوس است .......نرم و چابک به خود می پیچد....... ...........دور میگیرد و بی وقفه تکاپو دارد.......... ..........مومنتم دارد........ .............با همه خاموشی سینه اش پر جوش است.............. .................گر نچرخد حمبوس، می میرد................ ...................دست مگذار بر دست................. ...............دست تو............. ضامن گردش این حمبوس است..........................

آرشیو من
امرداد ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
آبان ٩۳
اردیبهشت ٩۳
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
اردیبهشت ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
امرداد ٩٠
خرداد ٩٠
بهمن ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
آبان ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
امرداد ۸٧
اسفند ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
لینک های روزانه
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0